بررسی بازی Just Cause 3

مگر غیر از این است که یک بازی، قبل از هرچیز، باید سرگرم‌کننده باشد؟ خب، Just Cause 3 مترادف سرگرم‌کننده است. یعنی اعضای استودیوی آوالانچ دور هم جمع شده‌اند و از خود پرسیدند: چه کار کنیم محصولمان «باحال»ترین بازی سال باشد؟ بعد همه‌ی ایده‌هایی را که به ذهنشان رسیده در بازی جمع کرده‌اند و نتیجه چیزی شده که فقط مخاطبش را سرگرم می‌کند، نه کمتر و نه بیشتر. این دستاورد کمی نیست، چون قرار نیست همه در بازی‌هایشان با روایت‌های پیچیده‌ی داستانی لحظات دراماتیک خلق کنند و به کمک یک گیم‌پلی گسترده، صد‌ها ساعت تجربه‌ی تازه به گیمر ارائه دهند. همینکه با ذوق و شوق سمت بازی می‌روید تا ببینید این دفعه باید کجا را منفجر کنید یا دنبال راه‌های جدیدی برای وصل کردن همه‌چیز به هم بگردید، یعنی بازی موفق شده به هدفش برسد. حالا اینکه شخصیت‌های داستان مقوا را هم پشت سر گذاشته‌اند و گاهی چند باگ خنده‌دار هم در بازی می‌بینید، دیگر اهمیت زیادی ندارد. در واقع مسئله‌ی اصلی در این مورد خاص این است که چطور به Just Cause 3 نگاه کنیم تا از آن لذت ببریم؟ آیا دنبال داستان قوی هستیم یا موسیقی گوش‌نواز؟ اینجا است که نکته‌ی ظریفی خودنمایی که شاید قبلاً کمتر به آن توجه می‌کردیم:‌ این ما هستیم که باید انتظاراتمان را از بازی‌ها تنظیم کنیم، نه اینکه بازی‌ها حتماً باید آن چیزی باشند که ما می‌خواهیم.

داستان Just Cause 3

داستان Just Cause 3 در وهله‌ی اول به این منظور طراحی شده که با گیم‌پلی بازی بیشتر آشنا شوید و ذهنیتی از قابلیت‌های آن داشته باشید. چند مرحله‌ی اول نقش بخش آموزشی بازی را دارند و به مرور با پیشروی در داستان و ارتقای قابلیت‌ها، دیگر حتی نیاز به آن نخواهید داشت. در نسخه‌ی سوم بازی قضیه از این قرار است که یک حاکم ظالم به نام ژنرال دی‌راوِلو کشور مدیچی را تحت تسلط خود درآورده و سخت و به دنبال ماده‌ای به نام باواریوم است، عنصری قدرتمند که در ساخت و حفاظت از تجهیزات پیشرفته نظامی استفاده می‌شود. او کنترل همه‌ی پایگاه‌های نظامی و شهرک‌های مدیچی را در دست دارد و از تکنیک‌های رایج پروپاگاندای دیکتاتورها هم برای تبلیغ خود استفاده می‌کند. حالا این وظیفه‌ی ریکو رودریگز، شخصیت اصلی بازی است که به کمک تیم کوچکش به مبارزه‌ی او برود و پرچم‌ دشمن را پایین بکشد. برای این که داستان زیادی هم ساده‌لوحانه جلوه نکند، یکی دو پیچش داستانی در آن گنجانده شده تا حداقل دلیلی برای دیدن کات‌سین‌ها داشته باشید. با این تفاسیر انتظار شخصیت‌پردازی از جاست کاز نداشته باشد، کاراکترهای بازی بعد سوم خودشان را از دست داده‌اند و هرکدام در طول داستان روی یک خط ثابت حرکت می‌کنند و واکنش‌های کاملاً قابل پیش‌بینی‌‌ای دارند. صحبت از داستان جاست کاز راه به جایی نمی‌برد و بیشتر ما را از نگاه جنبه‌های اصلی بازی دور می‌کند، پس بهتر است برویم سراغ چیزی که تکیه‌گاه اصلی Just Cause 3 است.

jc3 logo

جاست کاز می‌خواهد سرگرم‌کننده باشد و برای رسیدن به این هدف، راه آسان را در پیش گرفته. همه‌چیز را منفجر کنید و حالش را ببرید!

وقتی چند مرحله‌ی اول را پشت سر می‌گذارید، دیگر چندان انگیزه‌ای برای ادامه دادن مأموریت‌های داستانی ندارید؛ چون یک شهربازی بزرگ جلوی رویتان است که می‌توانید هر وسیله‌ای که خواستید سوار شوید. این وسایل با اینکه تعدادشان زیاد نیست و اکثراً هم شبیه هم هستند، اما حسابی لذت‌بخش‌اند. غیر از مراحل داستانی، کار‌هایی که برای انجام دادن می‌ماند به آزادسازی پایگاه‌های نظامی و شهرک‌ها و انجام دادن چالش‌ها می‌شود. البته، گهگاه کارهای جانبی بسیار کوچکی هم در دنیای بازی می‌بینید که انجام دادنشان فقط دو سه دقیقه طول می‌کشد و صرفاً دورهمی هستند. مثلاً باید یک ماشین را بدزدید و مسافر آن را که یکی از چهره‌های مهم حکومتی است، طوری سر به نیست که به شکل یک حادثه به نظر برسد. اما اساس بازی که بخش بزرگی از گیم‌پلی را شامل می‌شود، حمله به مناطق قرمزرنگ نقشه است. این مناطق کوچک و بزرگ هرکدام سیستم دفاعی خودشان را دارند و برای آزاد کردن و تسلط روی آن‌ها، باید آیتم‌های خاصی را در آن‌ها نابود کنید. از مخزن‌های سوخت و ماهواره‌های عظیم مخابراتی در پایگاه‌های نظامی گرفته تا مجسمه‌های بزرگ ژنرال دی‌راوِلو و بنرهای تبلیغاتی‌اش در شهرک‌ها، از جمله مواردی هستند که باید به هر وسیله‌ای که می‌توانید نابودشان کنید. یک پایگاه بزرگ شاید ده‌ها مورد مختلف برای منفجر کردن داشته باشد و سیستم‌های دفاعی‌اش هم بسیار قوی‌تر از پایگاه‌های کوچک و شهرک‌ها است، بنابراین بهتر از قبل از اینکه سراغشان بروید خشاب سلاح‌های خود را تا انتها پر کنید.

آزادسازی هر منطقه

 
تقریباً چیزی به اسم طراحی مرحله در بازی وجود ندارد و مأموریت‌های داستانی فقط به شما می‌گویند چه کارهایی می‌توانید در بازی انجام دهید

بعد از آزادسازی هر منطقه، یک یا چند چالش متفاوت در همان قسمت از نقشه باز می‌شود که انجام دادنشان برای ارتقای قابلیت‌های ریکو حیاتی است. چالش‌ها شامل تمرین تیراندازی، مسابقات زمینی و هوایی با وسایل نقلیه‌ی مختلف و پرواز با لباس بال‌دار ریکو می‌شود که سخت‌ترین آن‌ها است. بسته به عملکردتان در هر چالش، تعدادی چرخ‌دنده به عنوان امتیاز دریافت می‌کنید که می‌توانید از آن‌ها برای ارتقا و بروزرسانی موارد مختلف استفاده کنید. مثلاً می‌توانید تعداد قلاب‌های ریکو و قدرت آن‌ها را افزایش دهید، به وسایل نقلیه‌ی مختلف نیترو ببندید و نشانه‌گیری سلاح‌ها را بهبود ببخشید. ده‌ها مورد از این ارتقاها در بخش Gear MODs وجود دارد که به دست آوردن همه‌ی آن‌ها وقت زیادی می‌طلبد اما کاملاً ارزشش را دارد و تأثیر آن‌ها را بر گیم‌پلی بازی به وضوح مشاهده خواهید کرد. یکی از ویژگی جالب و بسیار کاربردی Just Cause 3 این است که می‌توانید به لطف حمایت‌های دوستان ریکو، هر وقت خواستید یک وسیله‌ی نقلیه و چند نوع اسلحه از آن‌ها درخواست کنید تا با پست مخصوص به دستتان برسد. فرض کنید وسط یه دشت لم‌یزرع ماشینتان خراب شده و نمی‌خواهید هشت کیلومتر را با چتر و لباس بال‌دار طی کنید، کافیست یک هلیکوپتر سفارش دهید تا از آسمان برایتان نازل شود. برای باز کردن وسایل نقلیه و اسلحه‌های بیشتر، باید مناطق نظامی را تصرف کنید یا هروقت ماشین خاصی در سطح شهر دیدید، آن را به گاراژ ببرید تا به منو اضافه شود.

چند مدل جدید و قدیمی ماشین

در Just Cause 3 کسی با ماشین و موتور به سمت مقصدش نمی‌رود، چون آنقدر راه‌های هیجان‌انگیزتری وجود دارد که رانندگی طولانی یک کار کسل‌کننده به نظر می‌رسد. با این حال، سازندگان در طراحی اتومبیل‌های مختلف کم نگذاشته‌اند و چندین و چند مدل جدید و قدیمی ماشین در بازی وجود دارد که می‌توانید با آن‌ها دوری بزنید. غیر از وسایل نقلیه‌ی زمینی، انواع و اقسام هلیکوپتر، هواپیما و قایق و کشتی هم در بازی وجود دارد که هرکدام کاربرد خودشان را دارند و بنا به نیازتان می‌توانید از آن‌ها استفاده کنید. اگر می‌خواهید سریع به جایی برسید، یک جنگنده انتخاب کنید و نگران فرود آمدن هم نباشید، چون همیشه می‌توانید در هوا بیرون بپرید و هواپیمای چند میلیون دلاری را به کوه بکوبید. اگر هم می‌خواهید یک پایگاه نظامی بزرگ را با خاک یکسان کنید، هلیکوپتری انتخاب کنید که سیستم دفاعی داشته باشد تا بتوانید مدت بیشتری روی پایگاه پرواز کنید و ضدهوایی‌ها صدمه‌ای بهتان نزنند. جدا از همه‌ی این‌ها، چتر نجات دائم‌الستفاده و لباس بال‌دار قرار دارد که مسئولیت پرواز دادن ریکو را به عهده دارند. به دست آوردن قلق کنترل آن‌ها کمی وقت می‌خواهد اما هنگامی که حرفه‌ای شدید، می‌توانید خیلی سریع در نقشه گشت و گذار کنید و دیگر نیازی هم به مرسولات دوستانتان نخواهید داشت. علاوه بر چتر و لباس بال‌دار، قلاب‌ها هم از تجهیزات بسیار جذاب و کاربردی ریکو هستند که بار بخش زیادی از سرگرم‌کننده بودن بازی را به دوش می‌کشند. با این قلاب‌ها هرچیزی را می‌توانید به هم وصل کنید، هیچ محدودیتی هم در کار نیست. می‌تواند یک ماشین را به پره‌های توربین بادی وصل کنید یا NPCهای نگون‌بخت را از در و دیوار شهر آویزان کنید. علاوه بر این‌ها این قلاب به پرواز دقیق‌تر هنگام سقوط آزاد با لباس‌ بال‌دار هم کمک می‌کند. این قلاب‌ها آنقدر تأثیرگذار و نوین هستند که تصویرشان روی لوگوی بازی هم می‌آید و در تبلیغات آن هم نقش پررنگی دارند.

 
نقشه‌ی عظیم بازی پر از مناطقی است که می‌توانید به آن‌ها حمله کنید

روزهای اول عرضه‌ی بازی، خیلی‌ها از مشکلات فنی آن مانند افت نرخ فریم و صفحات لودینگ بسیار طولانی گله کرده بودند، اما در تجربه‌ی ما از بازی این مشکلات در حدی نبودند که تأثیر ناخوشیاندی روی لذت بازی کردن بگذارند. فقط مسئله‌ای که محسوس بود، زمان همان لودینگ‌های بازی بود که گاهی اوقات به یک دقیقه می‌رسید. این مسئله زمانی مشکل‌ساز می‌شود که دقیقاً قبل و بعد از هر کات‌سین یا بعد از کشته شدن ریکو، باید شاهد یک صفحه‌ی بارگذاری باشید. در زمان نگارش این بررسی، بروزرسانی نسخه‌ی ۱.۰۳ منتشر شده

من و آدم برفی، یه روز خوب!

این همه را گفتیم که بگوییم Just Cause 3 بازی بدی نیست، سرگرمتان می‌کند و ارزش امتحان کردنش را دارد. در بازی آزادید که هرکاری می‌خواهید بکنید، هر وسیله‌ای می‌خواهید سوار شوید و هرجایی را که می‌خواهید منفجر کنید. بازی حتی سیستم کد تقلب سرخود هم دارد که کارتان را راحت کرده باشد و هر موقع که اراده کنید بتوانید یک هلیکوپتر و آرپی‌جی از آسمان احضار کنید. با اینکه که گفتیم داستان بازی مهم نیست و نقش اصلی‌اش یاد دادن مکانسیم‌های گیم‌پلی به گیمر است، اما باز هم می‌توانست پخته‌تر باشد یا حداقل‌ همین سه چهار شخصیت‌اش عمق بیشتری داشته باشند. در عوض، Just Cause 3 بسیار زیباست و از پرواز کردن بالای دشت‌ها و چمن‌زارها سیر نخواهید شد. این وسط هم چند باگ و یک سری لودینگ‌ها طولانی وجود دارد که شاید بعضی‌ها جا به روند سریع بازی ضربه بزند، اما استودیوی آوالانچ چند بروزرسانی برای حل این مشکلات عرضه که تا حدود خوبی آن‌ها را رفع می‌کنند. Just Cause 3 شاید مجموعه‌ی متعادلی از داستان، گیم‌پلی، گرافیک و صداگذاری نباشد اما باز هم همه‌چیز برمی‌گردد به همان هدف اول و آخرش؛ یعنی سرگرم‌کننده بودن. هدفی که به دست آمده ولی بازی فراتر از آن نرفته و روی هم رفته تجربه‌ای ارائه می‌کند که لذت‌بخش است و هیجان‌انگیز، ولی ماندگار نیست و شاید، اصلاً مهم هم نباشد که یک بازی باید ماندگار باشد یا نه. شاید فقط باید لذتش را ببریم و انقدر جدی نگیریم!

دیدگاه خود را بنویسید

نه − 6 =