بررسی بازی Shadow of the Beast,بررسی بازی های پلی استیشن,نقد بازی های پلی استیشن,پلی استیشن,معرفی بازی های پلی استیشن,معرفی بازی های جدید پلی استیشن

بررسی بازی Shadow of the Beast

طی سال‌های اخیر و به لطف پیشرفت بازی‌های ویدیویی، بازی‌های دوبعدی هم از سادگی فاصله گرفته و شاهد عرضه‌ی آثار بزرگی چون Ori and the Blind Forest، Child of Light و اخیرا Salt and Sanctuary بودیم که نه فقط از حیث گیم‌پلی، که از جنبه‌های هنری و داستانی هم بازی‌های این سبک را وارد سطحی جدید کردند و به اقتضای آن انتظارات‌مان از آثار دو‌بعدی را بالا بردند. ولی آیا Shadow of the Beast نیز هم‌تراز این بازی‌ها قرار می‌گیرند؟ خب اگر نظر من را می‌خواهید، به جرات می‌گویم که خیر! دلیل این امر، در وهله اول ضعف بازی در روایت داستان است؛ جایی که شما بازی را در نقش یک موجود دیو مانند با اندامی انسانی و پنجه‌های تیز آغاز می‌کنید و در همان مرحله اول شاهد دزدیده‌شدن یک نوزاد توسط ارباب‌تان هستید و بنا به دلایلی که برای فاش نشدن داستان از گفتن آن‌ها اجتناب می‌کنیم، تصمیم می‌گیرید تا برای حفظ جان این نوزاد با ارباب‌تان مبارزه کنید.

 

ولی در این بخش از بازی هم یک پارادوکس خاص بین المان‌های مختلف حاکم است که باعث می‌شود گاهی از آن لذت ببریم و گاهی هم حسابی توی ذوق‌مان بخورد؛ برای مثال، مبارزه‌های بازی که به دور از هرگونه فانتزی و به شکلی کاملا جدی و خشن جریان دارند، به خودی خود جذاب هستند؛ ولی این کمبود تنوع در حرکات شخصیت اصلی بازی است که باعث می‌شود پس از مدتی حس کنید در حال زدن مداوم کلید مربع بدون هیچ قانون خاصی هستید تا موج دشمنانی که به سمت‌تان می‌آیند تمام شود. البته در بازی یک سری حرکات ویژه هم در نظر گرفته شده که تنها عامل تنوع‌بخش به مبارزات بازی هستند. مثلا با نگه داشتن دکمه‌ی R2 به همراه یکی از ۴ کلید اکشن اصلی می‌توانید از حرکات خاصی استفاده کنید و به موجبش سلامتی یا امتیاز بیشتری کسب کنید، یا با کلیک روی قسمت لمسی کنترلر می‌توانید تمامی دشمنان حاضر در صحنه را از بین ببرید و در نهایت با زدن همزمان R1+L1 وارد یک حالت خاص می‌شوید که می‌توانید با زمان‌بندی صحیح در کلید زنی، دشمنان را خیلی سریع یکی پس از دیگری به قتل برسانید.

تنها موردی که می‌توانید به گیم‌پلی مبارزات بازی کمی تنوع ببخشد، وجود غول‌آخر‌های جالب در آن است. این نوع دشمنان با اینکه چالش زیادی برای‌تان ایجاد نمی‌کنند، ولی حداقل مبارزه با آنان مانند روحی است که در کالبد تکراری بازی دمیده می‌شود و برای مثال کشتن اژد‌های سه سر (هایدرا) آن‌قدر جذاب است که دوست دارید چندین و چند بار آن را تکرار کنید. همچنین در بازی یک بخش فروشگاه هم وجود دارد که با استفاده از امتیازاتی که در طول بازی کسب می‌کنید، قادر به خرید آیتم‌های مختلفی از آن برای ارتقای شخصیت اصلی بازی هستید که البته این آیتم‌ها تاثیر آنچنانی در روند بازی نمی‌گذارند. همچنین از این فروشگاه می‌توانید نسخه کلاسیک بازی را هم خریداری کنید که تجربه آن خالی از لطف نیست.

البته خوشبختانه بازی بسیار کوتاه است و در نهایت ۵-۶ ساعت می‌توانید آن را تمام کنید؛ خوشبختانه از این نظر که مجبور نیستید این کار‌های تکراری در مبارزات و بخش پلتفرمینگ را برای ساعت‌های طولانی‌تر تحمل کنید! ولی از حیث مدت زمان بازی در کل با یک اثر کوتاه روبرو هستیم و از آنجایی که بازی خیلی ارزش تکرار بالایی هم ندارد، فقط همان بار اول آن را تجربه خواهید کرد و پس از آن این دیو و ماجراجویی‌هایش را کاملا به دست فراموشی خواهید سپرد.

 تجربه نسخه کلاسیک بازی خالی از لطف نیست

البته Shdaow of the Beast، خالی از نقاط مثبت هم نیست. اصلی‌ترین ویژگی که باعث می‌شود بازی را با تمام مشکلاتش حداقل یک بار به پایان برسانید و تا حدودی هم لذت ببرید، طراحی‌های هنری زیبای آن است که در هر بخشی از بازی خودنمایی می‌کنند. از محیط‌های بازی با عمق بسیار زیاد و تنوع بالا که شامل مناطق جنگلی، بیابان‌های خشک و حتی دنیای مردگان با تلالو نور‌های مختلف می‌شوند گرفته تا طراحی دشمنان و مخصوصا شخصیت اصلی بازی، به بهترین شکل ممکن صورت گرفته است و برای یک بازی دو‌بعدی نه تنها قابل قبول، که خیلی هم زیبا است. البته بخش گرافیکی بازی از بعد فنی مشکلاتی نیز دارد؛ با اینکه بازی تقریبا خالی از هرگونه باگی است، ولی مخصوصا در مراحل پایانی (به ویژه در دنیای مردگان) شاهد افت فریم هستیم که گاهی هم شدت آن به درجه غیرقابل تحمل می‌رسد.

 

دیدگاه خود را بنویسید

10 − هفت =